در دوران چنگیزخان طرح پوشاک کامل شد. از پارچه، لباس کیسه مانندی می‌دوختند و زنان در زیر این لباس شلوار بلند می‌پوشیدند. آنان این لباس را بر روی شانه راست گره می‌زدند و در سمت چپ کاملاً آزاد بود. لباسهای پوستی بزرگان هم به همین شکل بود. ۳

طرز پوشاک زنان شوهردار از نوع لباس دختران متمایز بود که این تمایز بیشتر در داشتن کلاه بود و زنان نمی‌توانستند بدون بر سَر گذاشتن کلاه در ملأعام ظاهر شوند. زنان شوهردار در روی پیراهن خود، لباسی شبیه کیمونو می‌پوشیدند که بسیار گشاد بود، جلوی آن تا پایین باز و آستینها بسیار گشاد بود و تا نوک پا می‌رسید. ۴ زنان شوهردار بر روی سَر چیزی از حصیر یا پوست درخت بافته شده داشتند که به اندازه ۲ آرنج بوده و بخش پایانی آن به شکل مربع است. در بالای آن میله نازکی قرار دارد که از طلا، نقره و یا چوب است وگاهی به جای آن پَر مرغ می‌گذاشتند. این حصیر بافته از دستمال نازکی که از سَر بر روی شانه‌ها می‌افتد، محافظت می‌کند. ۵ این طرز آرایش سر را به مغولی بوقتاق (boqtaq) می‌گویند، که بعدها تا حدی تغییر شکل یافت و شبیه تاج گردید.

طرز پوشش در تمدن های دیگر بر شکل پوشش مغولی بی تأثیر نبوده است. برای مثال داشتن دستمال در جیب از زمان تماس با تمدنهای دیگر در میان مغولان متداول شد. ۶

پوشش زنان در ایران در عهد مغول
در دوره ایلخانی و تیموری، پوشش ایرانی تحت تأثیر نقاشی ها و هنر چین (دوره سونگ و یوآن) تحول یافت. یکی از این تحولات، نوعی دوخت بود که دوخت مغولانه نام داشت. این نوع دوخت ابتدا مختص شاهزادگان و درباریان طراحی شده بود ولی کم کم میان مردمان رواج یافت. خیاطان به تدریج دوخت لباس با قالب تن افراد را در ایران رواج دادند ۷ و حتی کلماتی مانند قیچی، الگو و اتو از جمله لغاتی است که از آن دوران معمول گردید. ۸ در ادامه به معرفی پوشش های مختلف زنان در ایران در عهد مغول تا پیش از روی کار آمدن صفویان می‌پردازیم.
جبه: قبای بسیار گشاد با آستین هایی به همان شکل و بلند که قسمت بالاتنه آن از شانه چپ به طور مورب به زیر بغل راست می‌رود و با بندی به زیر سینه بسته می‌شده است. تمام بدن از گردن تا نوک پا را دربر می‌گرفت و یا شاید نوعی روپوش، مانتو یا شنل سراسری که آستین قبا از شکاف آن دیده می‌شد. ۹

قبا : یکی از اصلی‌ترین لباس های زنان در این دوره است، که به آن در شعر حافظ نیز اشاره شده است. مانند این بیت :

«سرو بالای من آن گه که درآید به سماع چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد»

قبا به دو شکل بوده است: یکی قبای بلند، آستین کوتاه که جلوی آن باز و گرداگرد یقه پوست دوخته می‌شده و گاهی بر روی شانه نیز زردوزی و قلابدوزی می‌کردند. این قباها با آستین کوتاه چون کت بلند یا ارخالق خودنمایی می‌کرد. ۱۰ گاه این نوع دارای آستین بلند نیز بوده است. ۱۱

دیگری قبای سه ربعی، آستین کوتاه، جلو بسته و با شکافی در جلو دامن با یقه افقی که اغلب پوست‌دوزی می‌شده است. این قباها گاهی جلو باز نیز بوده که با دکمه بسته می‌شده است و یقه آن سه گوش تا به وسط سینه می‌رسیده است. ۱۲

قباهای سه ربعی بانوان (طرح از کلارا آبکار از پوشاک زنان، ص۱۵۹)

جنس این پوشش بیشتر از پارچه اطلس بوده است. ۱۳

« قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست»
پیراهن: پیراهن زیر با یقه گرد ساده که نزدیکترین تن‌پوش به بدن بوده است. و پارچه این پیراهن از پارچه گلدار و یا ساده تیره و یا رنگی بوده است. ۱۴

طرح دو نوع پیراهن بانوان (طرح از کلارا آبکار از پوشاک زنان، ص ۱۶۱)

پیراهن ها از جنس حریر با نقش های زیبا بوده است که معمولاً جلوی آن از یقه تا کمر باز بوده است. دو طرف یقه باز، برگردانی دارد که بر روی آن نقوش زردوزی شده است و یا دامن آن در جلو پیلی‌دار بوده و کمربند باریکی زینت‌بخش آن بوده است. این پیراهن ها با آستین های نسبتاً تنگ و گاهی بسیار بلند زیر قباهای آستین کوتاه و بلند پوشیده می‌شده است. ۱۵

پیراهن دیگری نیز بوده که جلوی آن بسته می‌شده و یقه گرد داشته و بر دور یقه، به پهنای در حدود ۴ انگشت، پارچه‌ای از رنگ دیگر می‌دوخته‌اند. گاهی این پیراهن دارای یقه‌ای بیضی شکل بوده و از کمر به پائین چین داشته است. ۱۶

قسمتی از نقاشی مربوط به قرن ۸ و ۹ هجری. به پیراهن کمر چین‌دار دقت کنید. (از پوشاک زنان، ص ۱۶۲)

«پیراهنی که آید از او بوی یوسفم ترسم برادارن غیورش قبا کنند»

مرقع : یا مرقعه، نوعی دلق یا خرقه بوده با وصله‌های ناجور که اهل فقر به تن می‌کردند. این لباس پروصله را نیز زنان می‌پوشیدند.